كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

163

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ آتُوا الْيَتامى و بدهيد مر يتيمان را اى اوليا و اوصياى ايشان أَمْوالَهُمْ مالهاى ايشان را كه به حكم وصايت و ولايت تصرف كرده‌ايد آورده‌اند كه اوليا در مال يتيمان تصرف ناشايسته مىكردند مثل آنكه گوسفند لاغر خود در رمه ايشان سر داده بعوض گوسفند فربه بزرگ مىگرفتند و مىگفتند شاة بشاة حق سبحانه فرمود وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ و بدل مكنيد مال ناپاك يتيم را بمال پاك خود يعنى فرا مگيريد جيد را از مال يتيم كه در حق شما خبيثست و بجاى آن منهيد مال ردّى را كه به نسبت شما طيب است وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ و مخوريد مالهاى ايشان را إِلى أَمْوالِكُمْ آميخته با مالهاى خود إِنَّهُ كانَ به درستى كه خوردن مال يتيم يا تبديل آن يا خيانت در آن هست نزديك خدا حُوباً كَبِيراً گناهى بزرگ اين آيت در شان يكى از قبيله غطفان نازل شده برادرش وفات كرده بود و از وى پسرى مانده و او بولايت عموميت اموال او را متصرف شده چون پسر به درجه بلوغ رسيده و مال خود را از عم طلب نمود در اداى آن تعلّلى مىكرد مرافعه ايشان بمحكمه عليه نبوى ص افتاد و اين آيت فرود آمد و غطفانى كلمه نعوذ باللّه من الحوب الكبير بر زبان رانده تمامى مال تسليم برادرزاده نمود وَ إِنْ خِفْتُمْ و اگر مىترسيد يا مىدانيد أَلَّا تُقْسِطُوا آنكه عدل نكنيد و راستى نه ورزيد فِي الْيَتامى در اموال يتيمان در صحيح بخارى از عايشه صديقه رض نقل مىكند كه اين آيت در شان كسى فرود آمد كه يتيمه در حجر تربيت او بود و ولايت تصرف در مال صغيره او داشت مىخواست كه او را در قيد نكاح آرد حق خدمت و تعيّن كابين يتيمان چنانچه بايد فروگذارد و بانواع مشقت او را مزاحم مىشد و هر چه مكروه طبيعت او بود پيش مىآورد آيت آمد كه اگر مىدانيد كه در تعين مهر يتيمان و اداى مال ايشان از روش عدالت دوريد فَانْكِحُوا پس نكاح كنيد ما طابَ لَكُمْ آنچه خوش آيد شما را مِنَ النِّساءِ از زنان مَثْنى دوگانه وَ ثُلاثَ و سه‌گانه وَ رُباعَ و چهارگانه ، ناكح مختارست كه از اعداد مذكوره هر كدام كه خواهد بخواهد فَإِنْ خِفْتُمْ پس اگر ترسيد يا دانيد أَلَّا تَعْدِلُوا آنكه عدل نتوانيد ورزيد ميان اين زنان فَواحِدَةً پس اختيار كنيد يك زن را أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ يا سريه گيريد آن چيز را كه مالك آنست دستهاى شما يعنى شما را به ملكيت در ان تصرف هست ذلِكَ اين اختيار واحده يا تسرّى أَدْنى نزديكترست أَلَّا تَعُولُوا به‌آنكه ميل ننمائيد و انحراف نورزيد يا جور نكنيد وَ آتُوا النِّساءَ و بدهيد مر زنانى را كه در قيد نكاح آورده‌ايد صَدُقاتِهِنَّ كابينهاى ايشان را در حالتى كه هست آنها نِحْلَةً هديه و عطيه از خداى تعالى بخشيده شده به ايشان فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ پس اگر اين زنان خوش‌خوى باشند و ببخشند مر شما را و بگذرند عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً از مهر چيزى از كابين از جهت نفس يعنى بطيب نفس و خوشدلى فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً پس بخوريد آن چيز را و به كار بريد سازگار خوشگوار در مدارك آورده‌اند كه حضرت رسالت‌پناه عليه السلام برين وجه تفسير فرمود كه مرى آن بود كه در وى گناهى نه بود و مرى آنكه در وى رنجى و در وى نباشد .